کیانا خدامیکیانا خدامی، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 18 روز سن داره

فرشته ای از آسمون

کیانا و محمد....

سلام 14 شهریور عروسی خاله مریم(دختر دایی بابا جون) بود و من یه عسک از تو و محمد(پسر دایی بابا جون) گرفتم ببین چقدر قشنگه!!! البته برادر عروس خانم از بس تقلا کردند و رقصیدند قرمز شدند قربون عروس کوچولوی خودم برم با اون ژستش........   ...
17 مهر 1392

چند تا عکس از عشق من!

سلام نازدونه ی من! یه روز خونه ی مامانی اکرم رفته بودی حمام من رسیدم لباساتو تنت کردم و خودت رفتی روسری آوردی گفتی مامان اینو اینطوری سرم کن و عسک بگیر. ببین چقدر ناز شدی ماشالا. تو دهنتم توت خشکه فقط ژستو داشته باش الهی دورت بگردم این یکی رو نیگا کن داره می رقصه مثلن هههههه تلویزیون داشت جودی ابوت رو نشون میداد موبایلو گرفتی گفتی میخوام ازش عسک بگیرم انصافا خوب گرفتی عزیزم چقدر تو نازی مامان جون...... دوستت دارم ...
17 مهر 1392

درد ودل مادرانه....

سلام عزیز دلم خوبی؟این مدت یه کم سرم شلوغه البته من همیشه همینطورم و میخوام از خدا وقت اضافه بگیرم عزیز دلم خبر خاصی ندارم واست جز اینکه یه کم آلرژیت عود کرده و همش سرفه میکنی و حالتهای سرما خوردگی داری خیلی واست نگرانم الهی بمیرم برات که شبا این سرفه ی لعنتی از خواب ناز بیدارت میکنه قلب من! روز به روز داره میگذره و تو همه ی زندگی ما شدی.روز به روز بزرگتر و شیرین تر....... مامانو ببخش اگه گاهی اوقات با خستگی هاش اذیتت میکنه شرمنده ام همه ی زندگیم. بعضی وقتا به خودم میام میبینم اون قدر خودمو درگیر کار و کلاس و مهمونی و بیرون کردم که تو رو یادم رفته! یادم رفته که همه ی تلاش من به خاطر توئه......... مامانو ببخش اگه واست وقت کافی ن...
17 مهر 1392
1